روستای قره کلک
برای معرفی بیشتر روستای زیبای قره کلک
درباره وب سایت


این وب سایت برای معرفی بیشتر روستای قره کلک در فضای مجازی ایجاد شده و تلاش دارد تا با بهره گیری از این فضا پتانسیل ها و ظرفیت های این روستا را برای خوانندگان معرفی کرده و ابزاری باشد برای منعکس کردن مشکلات قره کلک و روستاهای اطراف. شما میتوانید نظرات و پیشتهادات خود را برای ما بفرستید از طریق ایمیل یا شماره تلفن 09360431509

مدیر وب سایت : پرویز فضلی
مطالب اخیر
Make your flash banner free online
نویسندگان
پنجشنبه 26 مهر 1397 :: نویسنده : پرویز فضلی
حدود دهه پنجاه و یا چهل فصل تابستان که فصل برداشت محصولات کشاورزی بوده و تمامی روستاییان چشم امیدشان به برداشت خرمن بوده که حاصل رنج و زحمت  چند  ماهه بود در اتفاقی نادر روستا با حمله شدید میلیونها ملخ غافلگیر میشوند




با عرض سلام خدمت دوستان گرامی
این خاطره ای که بحضورتان شرح میدهم از زبان خود مرحوم کربلایی اسد نجفی شنیده‌ام که خودشان یکی از افراد حاضر در این اتفاق بوده است
حدود دهه پنجاه و یا چهل فصل تابستان که فصل برداشت محصولات کشاورزی بوده و تمامی روستاییان چشم امیدشان به برداشت خرمن بوده که حاصل رنج و زحمت  چند  ماهه بود در اتفاقی نادر روستا با حمله شدید میلیونها ملخ غافلگیر میشوند بطوری که همه درمانده از هر عکس‌العملی برای نابودی ملخ ها وحفظ محصولات کشاورزی
به گفته پدرم ملخ ها حتی به غانغال که نوعی خار هست هم رحم نمی‌کردند
اهالی و ریش سفیدان روستا در پی چاره جویی بر میایند و در مسجد جمع شده تا چاره جویی کنند  و هر کسی نظر ی میدهد وگویا یکی از بزرگان میگویید که برای رفع بلا باید چند نفر به چشمه پیر سقا در قره داغ بروند واز آنجا آب بیاورند تا این بلا رفع شود
مرحوم جبار علی نژاد ومرحوم اسد نجفی اعلام آمادگی کرده و به راه می‌افتند وبا کلی مشقت و نبود ماشین وراه با چهار پا بعد از چند روز وبا پرس وجو به نزدیکی چشمه پیر سقا میرسند که مرحوم اسد می‌گفت با عشایر و اهالی منطقه صحبت کردند و آنها گفته بودند باید یکی از شما چند رکعت نماز بخواند واز چشمه آب  بردارد از لحظه ای آب برداشتید باید آن نفر روزه سکوت بگیرد ویا عامیانه لال شود و آب  را به روستا ببرید و به چهار گوشه منطقه بریزید که بلافاصله دسته های قره گوش که بگفته ایشان میلیونها پرنده در آن کوه بلند که دارای صدها چشمه بود و ارتفاع بلندی داشت زندگی میکردند  
مرحوم جبار بعد از خواندن نماز ونیت آب برداشته ولال میشود اقدام به حرکت بسمت روستا میکند
البته رفت و آمد این مرحومان ماجرا های بسیار شنیدنی وجالبی دارد که بسیار شنیدنی است که در این جا بدلیل طولانی بودن از ذکر آنها می‌گذرم
بعد از چند روز به روستا  رسیده ومرحوم جبار بدلیل کهولت سن وخستگی در خانه میماند خدا بیامرز اسد نجفی با اسب آب را به چهار گوشه سر حدادات روستا میرزد وکه بگفته تمامی شاهدان آن روز وپدرم پس از چند ساعت آسمان سیاه میشود پر میشود از قره گوش وتا چند روز تمامی ملخ ها را نابود می‌کنند  و خیلی ها که با چشم دیده آمد قسم می‌خورند که آن پرنده‌ها  گویا که مبارزی از جانب خدا بودند وملخها را می‌کشتند  ونمیخوردند تا که ریشه کن شدند

با تشکر فراوان محمد جعفری




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 14 آبان 1397 12:21 ب.ظ
باسلام خیلی عالی بود دست همه دست اندر کاران درد نکند بامطالب عالی که توی سایت گذاشته می شود ما هم ازبیانات واتفاقاتی که در روستا افتاده مطلع می شویم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین