روستای قره کلک
برای معرفی بیشتر روستای زیبای قره کلک
درباره وب سایت


این وب سایت برای معرفی بیشتر روستای قره کلک در فضای مجازی ایجاد شده و تلاش دارد تا با بهره گیری از این فضا پتانسیل ها و ظرفیت های این روستا را برای خوانندگان معرفی کرده و ابزاری باشد برای منعکس کردن مشکلات قره کلک و روستاهای اطراف. شما میتوانید نظرات و پیشتهادات خود را برای ما بفرستید از طریق ایمیل یا شماره تلفن 09360431509

مدیر وب سایت : پرویز فضلی
مطالب اخیر
Make your flash banner free online
نویسندگان
یادگار گوزل ،،مهردار ،، کندی  سهندآوا
در باره وجه تسمیه نام روستای زیبای ،، مهردار ،،  با توجه به اینکه در دوران قاجاریه آذربایجان ولیعهد نشین بوده است نقل است که این روستا محل سکونت مهردار سلطنتی حکومت محلی قاجار بوده است و بهمین علت به این نام مشهور شده است.

در توقف کوتاهی که بهمراه دکتر دهپور و پسرم جواد و خواهرزاده ام مسعود در بازگشت از روستای دوشر در مهردار داشتم رنجبری زحمتکش به جرعه ای آب مهمانمان کرد.
دو کودک خردسال سوخته آفتابش  غرق تماشای ما و من غرق نگاه معصوم و تیشرت منقش به تصویر رونالدو فوتبالیست سرشناس بر تنش ....

دستت را به من بده
دست‌های تو با من آشناست
ای دیریافته با تو سخن‌می‌گویم
به‌سان ابر که با توفان
به‌سان علف که با صحرا
به‌سان باران که با دریا
به‌سان پرنده که با بهار
به‌سان درخت که با جنگل سخن‌می‌گوید
و من با تو سخن میگویم

زیرا که من
ریشه‌های تو را دریافته‌ام
زیرا که صدای من
با صدای تو آشناست
 


کیچیک کیشی

بیا بشین کنارم
با تو قصه ها میتوان گفت
غم نان اگر بگذارد......
اسطوره نقش بسته بر پیراهنت
در مقابل یکی مثل توزانو زد
 زیرا تو خود اسطوره ای
آینده روشنی برای تو رقم خواهیم زد
زیرا تو لایق بهترینی.....



تاریخچه حضور ایده لویی های خلیفه لو  در رشت

روستای ایده لوی خلیفه لو مطابق تقسیمات کشوری از توابع دهستان آلمالو، بخش نظر کهریزی، شهرستان هشترود در استان آذربایجان شرقی با مختصات جغرافیایی ٣٩.٢٥.٣٧ شمالی و ٢٣.٢٥.٤٦ شرقی می باشد که مطابق آمار سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ١٣٨٥ دارای ٢٦ خانوار ساکن با ٩٥ نفر جمعیت می باشد. (سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ١٣٨٥ – استانداری آذربایجان شرقی) که ظاهراً از نظر قومی وابسته به طایفه خلیفه لو از ایل شاهسون که در مناطق ایران شمالی ساکن بودند می باشد؛ البته اثبات این مسئله نیازمند بررسی بیشتر و مطالعات ژنتیکی می باشد. درباره چگونگی و تاریخ سکنی گزینی طایفه فوق در محل فعلی روستا اطلاعات روشن و دقیقی در دست نیست ولی در کتابهای متعددی که درباره شاهسونها نوشته شده است اشارات کلی به یکی از تیره های طایفه خلیفه لو بنام " ادرلو" شده است که به مناطق جنوبی رود ارس مهاجرت کرده اند، (تاریخ سیاسی و اجتماعی شاهسونهای مغان – ریچارد تایر – ترجمه حسن اسدی.١٣٨٤) که امکان دارد نام ایده لو تغییر یافته نام " ادرلو " باشد و برای تفکیک از روستای دیگری که بنام ایده لوی خان در منطقه وجود دارد پسوند خلیفه لو به آن افزوده شده است.

معتبرترین دلیل در باره اثبات اینکه ممکن است اهالی فعلی روستا از همان طایفه خلیفه لوی ایل شاهسون باشند در دانشنامه آزاد" ویکی پدیا" می باشد که چون تمرکز اصلی تحقیق فعلی درباره حضور ایده لویی ها در رشت است به آن نیز خواهم پرداخت؛ البته مستندات ارایه شده قابل نقد خواهد بود و در این راه نیاز به راهنمایی و نظرات تحصیلکردگان و پژوهشگران محترم می باشد که حتماً دریغ نخواهند کرد و منتظر نظرات آنها خواهم بود.

درباره شروع زمان حضور اقوام آذری بخصوص طایفه خلیفه لو در رشت نمی توان مستندات قطعی ارایه نمود اما یک نکته بدیهی است که از مهمترین دلایل هر گونه مهاجرت در طی اعصار، همجواری جغرافیایی وکوچ اجباری بر اثر جنگها و درگیریها و یا  جستجوی کار در مناطق جدید است که در مورد حضور اقوام آذری در رشت میتواند صادق باشد. از معتمدین و گذشتگان روستا نقل قولهای زیادی در باره حضور آنان جهت کار در باکو و لنکران و نخجوان و دیگر مناطق قفقاز که جزیی از جغرافیای تاریخی ایران بودند و نیز درباره حضور در گیلان و مناطق مجاور دیگر وجود دارند، ولی عمده ترین مکان مهاجرت گسترده و گروهی اهالی طایفه خلیفه لو که دارای دلیل مستند و قابل اثبات می باشد به شهرستان رشت و تمرکز اصلی آنها در محله نقره دشت - که بخشی از منطقه بزرگتری بنام کرف آباد می باشد - بود که بیشتر این موضوع را در حد توان واکاوی خواهم نمود. به صورت کلی در باره زمان مهاجرت گروهی طایفه ایده لوی خلیفه لو به شهرستان رشت و محله نقره دشت میتوان چهار موج مهاجرت قائل شد.

موج اول پس از جنگهای ایران و روس و تحمیل قرارداد های استعماری گلستان ١١٩١ شمسی و ترکمانچای ١٢٠١ شمسی  بود، چنانچه در دانشنامه بین المللی و آزاد و یکی پدیا در معرفی طایفه خلیفه لو از قوم شاهسون ها به آن اشاره گردیده است:
خلیفه لو نام طایفه ای از آذربایجان است که در طی ۴۰۰ سال گذشته به مناطق مختلفی کوچ کرده و یا کوچانده شده اند. بخش بزرگی از این طایفه در آن سوی رود ارس ساکن بوده اند که پس از دو عهد نامه (گلستان و ترکمانچای) که مسبب تجزیه این منطقه گردید تا آخرین لحظه دست از جنگ با روسها  برنداشته و به ایران کوچ کردند. همچنان خلیفه لو های مهاجر از دشت مغان در استان قزوین، خرقان شرقی، بخش کلنجین روستای نصرت آباد قارداش ساکن شدند. تعدادی از خلیفه لو ها نیز به گیلان مهاجرت کرده و در نقره دشت رشت ساکن شدند. (دانشنامه آزاد و بین المللی " ویکی پدیا")

سئوالی که در اینجا پیش می اید این است که این طایفه که در آن سوی رود ارس زندگی می کردند چگونه استان گیلان و شهر رشت و بخصوص محله نقره دشت را می شناختند و برای سکونت دائمی انتخاب کردند؟ آیا آنان از قبل به منطقه آشنایی داشتند؟ آیا کسانی از آنان در رشت ساکن بودند که مشوق مهاجرت گسترده و گروهی آنان گردیدند؟
موج دوم مهاجرت طایفه خلیفه لو به رشت به زمان سلطنت فتحعلی شاه قاجار برمی گردد که دو نقل قول معتبر در این باره وجود دارد.

الکساندر خودزکو کنسول روسیه تزاری که در زمان محمد شاه قاجار در رشت زندگی می کرد در کتاب خود بنام "سرزمین گیلان" جمعیت رشت در زمان سلطنت فتحعلی شاه قاجار را ٧٠/٠٠٠ نفر تخمین می زند و پس از اعلام جمعیت رشت مینویسد:
پس از فاجعه طاعون سال ١٨٣٠.م برابر ١٢٤٦ ه.ق و ١٢١٠.ش که دو سوم جمعیت شهر از بین رفت، اهالی بازمانده برای رفع نیازهای خود به نیروی کار، متوسل به ولایات همسایه از جمله اردبیل، خلخال و زنجان و آذربایجان شدند. طاعون فوق و همچنین بیماریهای دیگر که در زمان سلطنت فتحعلی شاه قاجار اتفاق افتاد بنا به نوشته اکثر سیاحان و مورخین جمعیت شهر را به شدت کاهش داد و به ۸/۰۰۰ نفر تقلیل داد. (سرزمین گیلان – الکساندر خودزکو ، ترجمه سیروس سهامی – ١٣٥٤)

بخشی از این جمعیت که از ولایات همسایه و خصوصا آذربایجان به شهر خالی از سکنه سرازیر شده بودند در محله ای بنام "کرف آباد" حد فاصل بین اول بازار پیرسرا و پل مدیریه یا یونس آباد فعلی (که بنام شادروان یونس تاخیره اولین ساکن محله فوق که از طایفه ابراهیمی ایده لو می باشند نامگذاری شده است) و محله چمارسرا مستقر شدند. البته همانگونه که در بالا ذکر گردید آنان از قبل به محله آشنایی داشتند و در اصل جای خالی اقوام خود که در فاجعه طاعون از بین رفته بودند را پر نمودند.

فریدون نوزاد پژوهشگر گیلانی در بیان علت نامگذاری محلات رشت به محله" کرف آباد" می پردازد و می نویسد:
درباره علت نامگذاری محله بنام کرف آباد دو نظر وجود دارد. عده ای می گویند چون اکثر اهالی این محله را یهودیان تشکیل می دادند به کفر آباد معروف بود که بعدها به کرف آباد تغییر کرد و عده ای دیگر نیز  معتقدند که در طاعون بزرگ رشت  که عده زیادی کشته شدند و باقیمانده فرار کردند و محله خالی از سکنه شد گیاه خودرویی بنام کرف (که در گیلان به وفور می روید ) سراسر محله را فرا گرفت و بعد از پایان طاعون و آرامش اوضاع ترک زبانانی از نقاط مختلف زنجان و آذربایجان وارد محله خالی از سکنه که اکنون کرف آباد نامیده می شد گردیده و شروع به عمران و آبادانی آنجا نمودند. سر چهارراه کرف آباد به طرف محله چمارسرا باغ منصور گوهری قرار داشت که کارخانه نخ ریسی تا سال ١٣١٠ خورشیدی در آنجا فعالیت می کرد و تولیدات خود را به بلاد ماوراء قفقاز صادر میکرد و در همین سال نام نقره دشت بر سر زبانها افتاد؛ ولی هیچ علتی برای این نامگذاری یافت نشده است. (نشریه گیله وا – قصه کوی و برزن ما( کرف آباد)، فریدون نوزاد – سال ٨ شماره ٥٥ – ١٣٧٨)
محله نقره دشت در برخی حوادث و وقایع تاریخی شهر نقش ایفا کرده که ساکنان ایده لویی آن نیز یقیناً در آنها شرکت داشته اند که جهت یاد آوری به شمه ای از آنها اشاره می شود. در گوشه ای از محل نزدیک رودخانه گوهر رود و در محل فعلی بازارچه میرزاکوچک عمارت دو طبقه مدیرالملک (سردار همایون) از شاهزادگان قاجار قرار داشت که بنا به نوشته ابراهیم فخرایی مورخ گیلانی: در وقایع صدر مشروطیت و  بعد از به توپ بسته شدن  مجلس و حاکمیت استبداد و درسال ١٢٨٧ شمسی و شش روز بعداز ترور یکی از آزادیخواهان تبریزی توسط مستبدین در رشت، " آقا بالا خان سردار افخم" حاکم مستبد گیلان، توسط مجاهدین (و بنا به قولی توسط حیدرخان عمواوغلی) و با نقشه حاج میرزا خلیل رفیع (از سران کلیدی انقلاب مشروطه که بعدها اولین شهردار رشت شد) در همین محل به قتل رسید؛ که این واقعه مقدمه ای شد برای فتح گیلان و  قیام ستارخان در تبریز و فتح تهران توسط انقلابیون مشروطه خواه و شکست استبداد صغیر. (گیلان در جنبش مشروطیت – ابراهیم فخرایی – ١٣٥٦)

مظفر الدین شاه قاجار نیز در بازگشت از سفر فرنگ چند روزی در این محل مهمان مدیر الملک رشتی بود، این عمارت تا دهه ٥٠ شمسی برقرار بود و بعدها به صورت کامل تخریب شد و بازارچه فعلی میرزا کوچک در محل آن احداث گردید. (سفرنامه ملگونوف به سواحل جنوب خزر-ترجمه مسعود گلزاری– ١٣٦٤)

صادق کوچک پور از فرماندهان قوای میرزاکوچک خان در خاطرات خود مینویسد:
یکی از مسیر های حرکت مجاهدین جنگلی از فومنات به رشت و استقرار و جلسات سری جنگلیها محله نقره دشت بود. (نهضت جنگل و اوضاع فرهنگی و اجتماعی گیلان و قزوین – صادق کوچک پور– ١٣٦٩)

براساس نقشه سازمان جغرافیایی ارتش که در سال ١٣٣٢ شمسی  به سفارش شهرداری رشت تهیه گردیده محله نقره دشت به عنوان یکی از محلات آباد شهر با جمعیت زیاد معرفی گردیده است که اکثریت اهالی آنجا را افرادی با اصالت هشترودی و بخصوص ایده لویی ها وعده ای را نیز تمترابی ها و عرقطویی ها و سعادتلویی ها تشکیل می دادند. لازم به ذکر است که بخشی از گورستان یهودیان هنوز هم در محله وجود دارد و از دوران قدیم خانواده مرحوم اسلام جهان طلب در بخشی از باغ فوق ساکن بودند و بازماندگان مرحوم هنوز در آنجا ساکن هستند  و خودم باغ گوهری و قسمت کوچکی از کارخانه نخ ریسی را به یاد می آورم که تا دهه ٥٠ شمسی هم وجود داشت؛ این باغ بعدها قطعه بندی و فروخته شد. 

مهندس مسعود منوری کارشناس محیط زیست گیلان، طی گزارشی در باره ترکیب جمعیتی مناطق حاشیه شهر رشت شهر می نویسد:
محل تولد چهار درصد سرپرستان خانوارهای ساکن در حاشیه شهر رشت، آذربایجان شرقی می باشد و نکته جالب در این میان این است که برعکس اقوام دیگر مانند کردها، رودباری ها، یا تالش ها و .... که در مناطق خاصی از شهر تجمع دارند، آذری زبانها تقریباً در اکثر مناطق شهر حضور پررنگی دارند. (حاشیه نشینی در شهر رشت ، گیلان نامه - مسعود منوری – ١٣٦٩)

ایده لویی های فوق که ساکن شده بودند شروع به عمران و آبادانی محله فوق نمودند و نقش تاثیر گذاری در شهر ایفا نمودند. عده ای از آنان وارد بازار و امور تجاری شهر شدند که از جمله خاندان عالمی بودند که در بازار مرکزی شهر و سرای محتشم که در تاریخ ١٣٠٠ شمسی تاسیس گردیده و تیمچه های دیگر حجره داشتند که برخی از آنها هنوز از بازاریان سرشناس و با نفوذ شهر می باشند و برخی نیز به مشاغلی دیگری چون خیاطی و نجاری و شعبه فروش نفت و پیشه وری و مشاغل ساختمانی ومشاغل  دولتی رو آوردند.
آنان در اوایل اسکان موقت داشتند و هنوز هم به روستا رفت و آمد می کردند.  پدر بزرگم شادروان اژدرصبری در خاطرات شفاهی خود مسیر کلی حرکت پیاده و سواره از روستا به رشت را از طریق سراسکند– قره چمن –میانه – ماسال – طاهرگوراب – صومعه سرا – رشت ذکر می کند و منجمله به برخی از اهالی روستا اشاره می کند که در دهستان طاهرگوراب از بخش مرکزی شهرستان صومعه سرا سکنی گزیدند و حتی از گورستانی یاد می کند که درگذشتگان روستا در طول مسیر درآنجا مدفون بودند و طاهرگوراب را یکی از مراکز اطراق در طول مسیر ذکر می کند. (خاطرات شفاهی – شادروان اژدر صبری) آنانی نیز که در رشت ساکن شده بودند بتدریج ارتباط آنان با روستا قطع گردید که این مسئله باعث آن شد که از نسل دوم به بعد بتدریج دچار استحاله فرهنگی گردیده و در محیط جدید سازگاری یافتند.

بعدها اهالی با مشارکت همدیگر و در زمین اهدایی شادروان حاج محمد عالمی و کمکهای شادروانان حاج کامران عالمی و اکبر محمودی و عده ای دیگر از آذربایجانیها، مسجدی نیز به دست شادروان حاج غفار اسدی احداث نمودند که به مسجد آذربایجانیها  معروف گردید که مطابق کتیبه موجود در مسجد تاریخ اتمام بنای آن سال ١٣٣٨ می باشد. مهدوی لاهیجانی در کتاب خود بنام" جغرافیای گیلان"در فهرست مساجد شهر رشت از مسجد آذربایجانیها نام می برد و می نویسد: مسجد نقره دشت به عنوان یکی از مساجد معروف شهر رشت با رونق زیاد می باشد. (جغرافیای گیلان – مهدوی لاهیجانی – چاپ نجف – ١٣٤٧ شمسی)

اتحاد و انسجام اهالی محل و دسته های زنجیر زنی که در مناسبت محرم در رشت به حرکت در می آوردند زبانزد خاص و عام بود؛ این مسجد در وقایع انقلاب سال ٥٧ نقش برجسته ای در شهر رشت ایفا نمود و یکی از مراکز اصلی فعالیت های منجر به پیروزی انقلاب بود و بعدها نیز از مراکز اصلی فعالیت گروههای سیاسی فعال در آن روزها بود که با شروع درگیری های خیابانی و همچنین  کاسته شدن از میزان نفوذ و حضور آذری ها در محل بتدریج کنترل مسجد از دست هیئت امناء آذری خارج گردید و اکنون بنام مسجد شهید حبیب زاده فعالیت می کند و کنترل کامل آن در دست هیات امنا گیلک زبان است.

موج سوم مهاجرت طایفه خلیفه لو به رشت در دهه ٤٠ شمسی و بخصوص پس از اجرای قانون اصلاحات ارضی توسط حکومت پهلوی اتفاق افتاد که باعث کاهش شدید جمعیت روستا و مهاجرت گسترده به شهرهای دیگر و منجمله رشت گردید. طنز روزگار اینکه قانونی که قرار بود موجب توسعه و عمران و آبادانی روستا شود به ضد خود تبدیل شد و روستا را به شکل نیمه ویران تبدیل نمود. ایده لویی های نقره دشت بعدها با ازدیاد نسل در شهر رشت پخش گردیدند و حتی عده کثیری از آنها در دهه ٥٠ به شهرهای دیگر منجمله بخش بزرگی از آنها به شهرستان کرج مهاجرت نمودند. اکنون از عمده ترین محل سکونت آنها  در رشت می توان به کوی نقره دشت، کوی معلولین، خیابان ولی عصر، کوی جماران، کوچه بابایی ،کوی  یونس آباد و ...... اشاره کرد.  با توجه به جمعیت بالا و سطح بالای تحصیلات و سمت های مدیریتی و بعضا وضعیت مالی خوب انتظار بیشتری از آنان می رود؛ ولی وضعیت فعلی ایده لویی ها در رشت مانند کوه یخی می باشد که بخش زیادی از آن در زیر آب پنهان می باشد، زیرا نسل جدیدتر آنان بدلایل مختلف منجمله ازدواج با اهالی بومی و غیر آذری زبان و کوچ به مناطق دیگر و..... بتدریج از هم بیگانه گردیده اند و اصولا همدیگر را نمی شناسند وچون متحد نیستند قدرت تاثیرگذاری سابق را از دست داده اند و تنها در موسم انتخابات می باشد که در اتحاد با دیگر آذری زبانها قدرت نمایی می کنند که انتخاب آقای الیاس حضرتی در سه دوره متوالی سوم و چهارم و پنجم به عنوان نمایندگی مجلس شورای اسلامی  و انتخاب آقای محمد محمودیان در دوره سوم انتخابات شورای شهر رشت از آن جمله است.

موج چهارم و تیر خلاص بدون شک در دهه شصت به پیکر نیمه جان روستا زده شد که آثار و عوارض آن به وضوح در روستا قابل مشاهده است، دیگر آن شور و نشاط و سرزندگی و باغها و مزارع  آباد و خنده های شاد کودکان روستا را باید در قصه مادربزرگ‌ها شنید. به راستی در شرایطی که یک مشت خاک مرغوب و یک جرعه آب سالم آشامیدنی یا کشاورزی در کشور ما حکم کیمیا را پیدا کرده است و به قولی جنگهای آینده بر سر آب و زمین خواهد بود، انسانها با چه تدبیری این همه خاک حاصلخیز و آب خروشان چشمه ها و رودها و آب و هوای مساعد برای کشاورزی را  به امان خدا رها کرده اند. لازم بذکر است که جمعیت روستا مطابق آخرین آمار سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ١٣٩٠ .............. بگذریم.!!!

با امید به اینکه دستی از غیب درآید و متولیان امور را از خواب بیدار کند تا فکر نوشداروی دیگری پس از دفن !!! سهراب باشند.   ....... انشاا...

منابع و ماخذ:

سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ١٣٨٥– استانداری آذربایجان شرقی

تاریخ سیاسی و اجتماعی شاهسونهای مغان – ریچارد تایر – ترجمه حسن اسدی– ١٣٨٤

دانشنامه آزاد و بین المللی " ویکی پدیا"

سرزمین گیلان – الکساندر خودزکو، ترجمه سیروس سهامی – ١٣٥٤

نشریه گیله وا – قصه کوی و برزن ما( کرف آباد)، فریدون نوزاد – ١٣٧٨

گیلان در جنبش مشروطیت – ابراهیم فخرایی – ١٣٥٦

سفرنامه ملگونوف به سواحل جنوب خزر-ترجمه مسعود گلزاری – ١٣٦٤

نهضت جنگل و اوضاع فرهنگی و اجتماعی گیلان و قزوین– ١٣٦٩

حاشیه نشینی در شهر رشت – مسعود منوری– ١٣٦٩

خاطرات شفاهی – شادروان اژدر صبری

جغرافیای گیلان– مهدوی لاهیجانی – ١٣٤٧

و با نگاهی ویژه به:

رشت شهر باران– محمود نیکویه – ١٣٨٧

تاریخچه بلدیه رشت – محمود نیکویه – ١٣٨٧



نویسنده: جعفر اسدی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین