روستای قره کلک
برای معرفی بیشتر روستای زیبای قره کلک
درباره وب سایت


این وب سایت برای معرفی بیشتر روستای قره کلک در فضای مجازی ایجاد شده و تلاش دارد تا با بهره گیری از این فضا پتانسیل ها و ظرفیت های این روستا را برای خوانندگان معرفی کرده و ابزاری باشد برای منعکس کردن مشکلات قره کلک و روستاهای اطراف. شما میتوانید نظرات و پیشتهادات خود را برای ما بفرستید از طریق ایمیل یا شماره تلفن 09360431509

مدیر وب سایت : پرویز فضلی
Make your flash banner free online
نویسندگان
جمعه 2 آذر 1397 :: نویسنده : پرویز فضلی
"قالاخ"  سازه ای به شکل مخروط(کله قندی) است  در حقیقت از تاپاله گاو و گوسفند ساخته می شود.
نویسنده: جواد فضلی

کلمه "قالاخ" برای روستا نشینان کوهستانی ترک زبان  کلمه بسیار آشنایی است ولی برای شهرنشینان بسیار نا آشنا. "قالاخ" که سازه ای به شکل مخروط(کله قندی) بود در حقیقت از تاپاله گاو و گوسفند ساخته می شد. بدین شکل که در طول زمستان که گله گوسفند در آغل بود پشگل هایی می ریختند و این پشگل ها به مرور زیر پایشان سفت می شد. بعد از مدتی که ضخامت این پشگل ها به حدود 20 سانت یا بیشتر می رسید صاحب آغل به کمک تعدادی از همسایه ها اقدام به بریدن این پشگل ها بوسیله بیل می کرد به این قطعات پشگل که با بیل بریده شده بود "کرمه" (Karma)گفته می شد و به این کار " کرمه کسمک" . ما بچه ها این "کرمه" ها را به بیرون آغل منتقل می کردیم که معمولا در کنار یکی از دیوارها چیده می شد که هم کاملا خشک شود و هم در آینده برای استفاده و ساختن "قالاخ" به کار رود. همچنین تاپاله گاو و اسب و الاغ نیز بصورت روزانه از زیر آنها جمع و در بیرون خانه روی هم انباشته می شد که به محل انباشت این تاپاله ها  "باسمالق" گفته می شد. تاپاله های انباشت شده در "باسمالق" هم مدتی بعد که سفت می شد بریده شده باز کنار دیوارها چیده می شد. بعد از عید که گاوها و گوسفندها به صحرا می رفتند و فقط شبها به آغل برمی گشتند، کار جمع آوری این پشگل و تاپاله ها بصورت روزانه و هر روز صبح انجام می گرفت. زنان خانه بعد از اینکه از دوشیدن شیر و درست کردن فرآورده های آن از قبیل ماست و و پنیر و کره و غیره فارغ می شدند، به سراغ آغل می رفتند  پشگل و تاپاله ها را به بیرون خانه منتقل می کردند و بعد از افزودن مقداری آب آنرا بصورت خمیر مانند در می آوردند که به آن "زیل" گفته می شد. سپس کنده هایی از آن جدا کرده و بر روی زمین و یا بروی دیوار چسبانده و به شکل بیضی تخت می کردند تا جلوی گرمای خورشید خشک شود. به این تکه های بیضی شکل "یاپبا" (yapba)گفته می شد و به کل این کار "یاپبا یاپباق". هر خانواده ای فضای مخصوصی برای درست کردن "قالاخ" خود داشت که شکلی دایره ای به قطر حدود 3تا 5 متر بود. بزرگی و کوچکی "قالاخ" بستگی کامل به تعداد گاو و گوسفندان هر خانوار و نیز تعداد نفرات خانواده داشت.

در اواخر تابستان بعد از اینکه زنان از کارهای مختلف کشاورزی و دامپروری فراغتی بدست می آوردند به کمک زنان همسایه و فامیل و بصورت نوبتی اقدام به ساخت "قالاخ" های خود می کردند. بدین صورت که ابتدا "کرمه"های بزرگ و سالم را بصورت دایره ای چیده سپس "یاپبا" های سالم را نیز روی آنها می چیدند و هر چه کار جلوتر می رفت، ردیف های بالایی رو کوچکتر می کردند تا مخروط شکل بگیرد. قبل از اینکه انتهای مخروط بسته شود "کرمه" ها و "یاپبا"های کوچک و شکسته را در داخل مخروط میریختند تا کاملا پر شود و سپس انتهای مخروط را هم آورده و می بستند. در ضمن در ردیفهای اول دریچه مانندی هم تعبیه می کردند تا در زمستان بتوانند از تاپاله های موجود در داخل "قالاخ" به راحتی برداشت نمایند. بعد از اینکه کار ساخت تمام می شد از پشگل و تاپاله های روزهای بعد دوباره "زیل" درست می کردند و روی "قالاخ" را بصورت کامل با لایه ای از "زیل" می پوشانندند(چیزی شبیه کاهگلی که به دیوارها زده می شود) در انتها نیز جارویی بصورت برعکس و رو به بالا در نوک "قالاخ" قرار می دادند که فلسفه آن را نمی دانم و امیدوارم اگر کسی از دوستان اطلاعاتی داشت ما را بهره مند سازد.
لازم به یادآوریست که تعدادی از سکنه در حقیقت خوش نشین بوده و گاو گوسفندی نداشتند. زنان این خانواده ها در طول تابستان که گله گاوها به صحرا می رفت و به زبان محلی به آن"ناخر"(Nakhr) گفته می شد بدنبال گله حرکت می کردند و تاپاله های بجا مانده از گله را جمع آوری کرده و به روستا می آوردند و همان کارهایی را که قبلا ذکر شد انجام می دادند تا "قالاخ" خود را بسازند. به تاپاله هایی که بصورت خشک از صحرا جمع می شد "آزا" می گفتند.
بعد از نیمه های پاییز که بارشهای برف و باران شروع شده و هوا سرد می شد، مردم به استفاده از کرسی روی می آوردند. در این ایام بود که نقش حیاتی "قالاخ" در زندگی روستایی مشخص می شد، عصرها یکی از اعضای خانواده مقداری از "کرمه"ها و "یاپبا"های "قالاخ" را که به آن "اودن" (Odn) گفته می شد به خانه می آورد و گوشه ای می گذاشت تا برای روشن کردن تنور در صبح روز بعد آماده باشد.
از اوایل زمستان و زمانی که هوا به شدت سرد می شد و نیز بعد از اینکه قسمتی از فضای داخلی "قالاخ" خالی می شد، مکان خوبی برای انجام بازیها و نیز قمار جوانان روستا ایجاد می شد .
ناگفته نماند بعضی وقتها قرارها و دیدارهای پنهانی دخترها و پسرها هم در "قالاخ" اتفاق می افتاد.




نوع مطلب : آرشیو مطالب منتخب گروه تلگرامی سهند آباد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین