روستای قره کلک
برای معرفی بیشتر روستای زیبای قره کلک
درباره وب سایت


این وب سایت برای معرفی بیشتر روستای قره کلک در فضای مجازی ایجاد شده و تلاش دارد تا با بهره گیری از این فضا پتانسیل ها و ظرفیت های این روستا را برای خوانندگان معرفی کرده و ابزاری باشد برای منعکس کردن مشکلات قره کلک و روستاهای اطراف. شما میتوانید نظرات و پیشتهادات خود را برای ما بفرستید از طریق ایمیل یا شماره تلفن 09360431509

مدیر وب سایت : پرویز فضلی
Make your flash banner free online
نویسندگان
شنبه 10 آذر 1397 :: نویسنده : پرویز فضلی
از قدیم الایام تا قبل از برق کشی و گاز کشی روستا ها تنور یکی از مهمترین ملزومات زندگی روستایی بود اما اکنون در روستاها به ندرت خانه ای می توان یافت که تنور داشته باشد.

نویسنده : علیرضا شجاعی



مدنیت جدید در مواجهه با مدنیت قدیم به سان سونامی عمل کرده و آداب و رسوم گذشته را پاک شسته و در لایه های زیرین فراموشی دفن می کند و با تغییرات سریع و فوق العاده مجال پرداختن به گذشته را از آدمی می گیرد.
ثبت و ضبط آن چه در گذشته بوده  و اتفاق افتاده یک ضرورت عقلی است و منافع زیادی دارد، از جمله مانع از آن است که فرهنگ و شیوه های زندگی نیاکان ما و تجربت های گرانبهای آنان به محاق فراموشی سپرده شود.
و اما تنور در خانه های روستایی در «ائو» تعبیه می شد که محل اصلی سکونت خانواده بود البته اکثر خانه های روستایی تنور دیگری هم داشتند که در مکانی به نام «تندیره سر» ساخته می شد و تابستانها پخت نان و غذا در آنجا انجام می شد.

پس از اتمام ساختمان «ائو» معمولاً در وسط آن زمین را به عمق و عرض تقریباً دو متر می کندند تا تنور در داخل آن ساخته و پرداخته شود.
تنور از خاک رس مرغوب «ات توپراق» باید ساخته می شد برای این منظور خاک رس را به میزان مورد نیاز از معدن مخصوص آن آورده، الک کرده و با آب مخلوط می کردند تا گل به عمل آید، سپس بر روی گل حاصل به مقدار لازم موی بز «گئچی قزیلی» ریخته و سه روز پی در پی لگد مال می کردند تا خوب عمل آوری شود.
ناگفته نماند ساخت تنور کار هر کسی نبود و در هر روستا تعداد انگشت شمار از زنان می توانستند تنور بسازند.
پس از عمل آوری گل رس، زن هنرمند روستایی تقریباً ظرف یک هفته تنور را می ساخت. بدین نحو که ابتدا به اندازه مصرف هر روز گل را «پیلته پیلته» می کرد و «پیلته»ها را با مهارت خاصی به صورت مدور و نهایتاً به ارتفاع دو وجب روی هم استوار می کرد.
در روزهای دیگر این کار را تا آن اندازه ادامه می داد که ارتفاع مورد نظر حاصل شود پس از آن نوبت به لبه های تنور یعنی «پیه» می رسید. «پیه» دو قسمت بود «دده لی پیه» و «یتیم پیه»، این دو از گل رس طوری ساخته می شد که با هم چفت و بست شوند.
 زن هنرمند روستایی نزدیک کف تنور روزنه ای به نام «کوفلندریک» تعبیه می کرد که به روزنه دیگری به نام «کوفله» که در کف «ائو» ایجاد می شد متصل بود. از طریق «کوفله» هوا و اکسیژن وارد تنور می شد و آتش را بر افروخته می کرد.
تنور که به شکل استوانه ساخته می شد اطرافش را با خاکستر نرم یا همان «کول» پر می کردند تا به کف «ائو» برسد، سپس روی آن را گل مرغوب می مالیدند.
برای آنکه دیواره های تنور ترک بر ندارد ابتدا آتش ضعیفی با «سئشمه» تر داخل آن روشن می کردند تا گل خام تنور پخته شود.
استفاده از تنور لوازم و ابزار مخصوص خود را داشت که اولین آن سوخت تنور بود.

سوخت تنور شامل «یاپبا» و «کرمه» و «سئشمه» بود «یاپبا» و «کرمه» از فضولات احشام که به زبان محلی «زیل» می گویند درست می شد.
«یاپبا» عبارت بود از آن که که «زیل» مرطوب بهاره و تابستانه را زنان ده اکثراً در پشت بام طویله با اندکی آب مخلوط کرده سپس آن را ورز می دادند و به شکل بیضی درست کرده در آفتاب نهاده خشک می کردند و روی هم می چیدند تا چندین ردیف می شد که «هالای» می گفتند و این «هالایلار» معمولاً تا پائیز جلوی آفتاب می ماند تا «یاپبا»ها کاملاً خشک شوند «کرمه» ولی به این صورت به عمل می آمد که «زیل» پائیزه و زمستانه طویله را در محلی موسوم به «کرمه لیک» می ریختند و در اول بهار آن را با ضخامت معین و عمدتاً مدور می گستردند و این «زیل» گسترده شده بر اثر بارش باران و بازی بچه ها و عبور و مرور فشرده می گردید و اول تابستان با بیل آن را به قطعات منظم بریده «هالای» می کردند تا حسابی خشک شود.
«کرمه» از آن جا که فشرده و محکم بود دیر می سوخت و گرمای بیشتری داشت به نحوی که تنور را حداقل تا روز بعد گرم نگه می داشت، البته «کرمه» نوع دیگری هم داشت که در آغل گوسفندان به عمل می آمد.
«سئشمه» به شکل کلوخ و همان خرده ریزه «یاپبا» و «کرمه» بود که در تنور می ریختند تا آتش شعله ور شده و «یاپبا» و «کرمه» خوب بسوزند.
اگر کسی وسعت جا و مکان سرپوشیده داشت سوخت تنور را در مکانی به نام «اودون دامی» نگهداری می کرد، در غیر این صورت در بیرون خانه پشته مخروطی شکل بزرگ درست می کردند به نام «قالاخ»، که بر اثر چیده شدن منظم و مرتب «یاپبا» و «کرمه» به وجود می آمد، البته «قالاخ» را میان تهی می ساختند تا امکان ورود و خروج داخل آن و برداشتن سوخت میسر باشد گاهی هنگام برداشتن سوخت «قالاخ» فرو می ریخت و ماجراهای غم انگیزی به وجود می آورد به این اتفاق «قالاخ باسما» می گفتند. به هر حال این «قالاخ» ها از اصلی ترین نمادهای روستا بودند.

اول صبح هر روز پس از برداشتن خاکستر دیروز زن روستایی وارد تنور شده «یاپبا» و «کرمه» را به شیوه خاصی در تنور می چید به طوری که جلوی «کوفلندریک» گرفته نشود. البته زنان ماهرتر بی آنکه وارد تنور شوند با «شیش» این کار را انجام می دادند.
«شیش» وسیله آهنی بلندی بود که در دو سویش خمیدگی کوچکی داشت و به سان قلاب عمل می کرد و با آن اشیا را داخل تنور گذاشته یا بر می داشتند یا سوخت را جا بجا می کردند.
پس از جاسازی سوخت روی چند کلوخ از «سئشمه» نفت ریخته آتش زده به داخل تنور می انداخت و سوخت داخل تنور آتش می گرفت که توام با دود بسیار بود که آن را هم علاج کرده بودند، بدین صورت که درست بالای تنور از سقف «ائو» روزنه بزرگی به نام «باجا» قرار داشت که هم روشنایی خانه را تامین می کرد و هم روی تنور «پونج» می گذاشتند که با لوله ای موسوم به «بوری» به «باجا» وصل بود و دود تنور از آن جا خارج می گردید.

روی باجا شبها «چیم» می گذاشتند و صبح علی الطلوع «چیم» را با چوب بلندی به نام «کس سو» کنار می زدند.
«چیم» که برگرفته از همان چمن است از چمنزار موسوم به «گوزه» تهیه می شد. ریشه های چمن «گوزه» چنان خاک را را در بر گرفته و می فشرد که دو سه سالی در پشت بام، مقابل باد و باران دوام می آورد و خاکش فرو نمی ریخت.

بعد از روشن کردن تنور زن روستایی کنار آن می نشست و گاه گاه «سئشمه» در تنور می ریخت تا آتش شعله ور شود و آن قدر این کار را ادامه می داد  تا «تین تندیر» از بین برود چون اگر «تین» در تنور باقی می ماند دردسر درست می کرد «تین» به دود «یاپبا» و  «کرمه»ای گفته می شود که خوب در تنور نسوخته باشد.
بعد از مهیا شدن تنور «پونج» و «بوری» را جمع کرده «ارسین» را روی آن می گذاشتند و از روی «ارسین» «دوواخ» را به نحوی که اندکی از دهانه تنور باز بماند و حرارت تنور راه به بیرون داشته باشد سپس «ائو» را آب و جارو می کردند و «کوفله» را بسته فرش ها یا قالی ها را اطراف تنور انداخته کرسی را بر روی آن می نهادند.
 «دوواخ» همان درپوش تنور بود که از همان گل رس مرغوب ساخته می شد و «ارسین» نوع کوچک «شیش» بود. «ارسین» هم کاربردهای فراوان داشت.
«ائو» که تنور در آن قرار داشت وسعت آن بستگی به تمکن مالی صاحبش داشت ولی عمدتاً کمتر از چهار ستون نداشت و تنور در وسط این چهار ستون قرار داشت، کرسی که نهاده می شد روی آن را لحاف بزرگی می انداختند که «کورسی یورقانی» نام داشت و روی و اطراف کرسی را می پوشاند و روی لحاف «جاجیم» کوچکی بود جهت آراستگی و زیبایی کرسی.
 معمولاً در دو یا سه طرف کرسی «باغلی» یا همان پشتی و یا متکا می نهادند تا افراد بدان تکیه دهند.

اما تنور برکت خدا در خانه و خانمان بود خانه را گرم می کرد و به خانمان گرما می بخشید آنگاه که همه را دور هم جمع می کرد مزاج آدمیان از گرمای تنور گرمی می گرفت و روح و روانشان آسودگی می یافت، آن هنگام که به «باغلی» تکیه داده و لحاف را تا زنخدان بالا می کشیدند.

تنور برکت خدا بود آن دم که غذای پخته شده در آن را می خوردی، نوش جانت می شد و چای دم کشیده در کنار آن گوارای وجودت.

تنور برکت خدا بود و در اطراف آن بزرگتر حرمت داشت و کوچکتر جایگاه خود را می شناخت.
و اما اکنون مدنیت شهری روستاها را هم در نوردیده، رفاه و راحتی آورده، اما آسایش روحی را برده، جلا آورده وفا را برده کیفیت آورده ولی صمیمیت را از میان برداشته است.
تمدن جدید برای خاله آسیه سرطان شویش را به ارمغان آورده تا جلوی چشمانش تن رنجور همسرش ذره ذره آب شود، دیگر دل و دماغی برایش باقی نمانده تا با آن دستان هنرمندش برای ما تنوری بسازد.
استاد فرامرز فرجی هم از تمدن نصیبش را گرفت، مونس چندین و چند ساله اش و همسر مهربانش را به درد لاعلاج گرفتار کرد و او هم سر سرطان رفت، دیگر با چه دل خوشی برای ما کرسی بسازد و قصه های ملک جمشید و مولا علی را نقل کند.

بوردا شیرین خاطره لر یاتوپلار

سلام و درود بر آقای علیرضا شجاعی

چه موضوع جالبی را انتخاب نموده اید و چه خوب با تلفیق خاطرات و پرسش از بزرگان و مطلعین از عهده نوشتن موضوع تندیر یا تنور به عنوان یکی از نمادهای زندگی مردمان روستایی در دامنه های سهند با زمستانهای پربرف و سرمای استخوان سوز بر آمده اید.

خواندن این متن مرا یاد اشعار حیدر بابای شهریار می اندازد.

جای بسی نگرانی است که تغییرات در ظاهر زندگی مردم بیشتر آیین ها و نمادهای زندگی روستایی در سهند آباد را در معرض فراموشی قرار داده.

تنور، کرسی، اجاق، جاجیم، گلیم، چورک، کوکه، یارما آشی، اوماج آشی، کالاجوش، تندیر آشی، بورانی، کورسی یورقانی، اودون دامی، قالاخ، کرمه لیک، یاپبا، سئشمه، دوواخ، کوفلندریک و ...

بوی نان تازه خانه های روستایی در صبح برخی از روزهای زمستانی، اغوا کننده ترین و اشتها برانگیزترین بویی است که در عمرم به مشامم رسیده، نان آرد کامل، که از خمیر رسیده و ور آمده پخته می شد.

قویرقا یا گندم و نخود تفت داده شده بر روی وسیله فلزی موسوم به ساج سالم ترین، خوشمزه ترین، ارزانترین و مغذی ترین تنقلات زمستانی بچه ها در مدرسه و کوچه و گذر بود.

چقدر لذیذ بود سیب زمینی کبابی پخته شده در دیواره تنور و چه گرمابخش بود آش اوماج صبحگاهان تهیه شده بر روی تنور با آن رایحه شفابخش کهلیک اوتی.

چه زیبا و رنگارنگ بود درون خانه های روستایی با پوشش و تژئینی که همه تولید دست بانوان و دختران خوش سلیقه در خود روستاها بود.

نمادهایی که امروز میتوانست گردشگران خوش ذوق را از سراسر دنیا جذب روستاها کند، اشتغال ایجاد نماید، از مهاجرت خانوارهای روستایی به شهرها جلوگیری کند و منبع درآمدی برای روستاییان زحمتکش باشد.

چقدر کج سلیقه و بی برنامه و فرصت سوز هستند مدیران و متولیان کشور ما ایران که در بازسازی تدریجی روستاها همه چیز را رها نمودند تا خانه های روستایی به سبک خانه های شهری ساخته شود و آن همه زیبایی و جذابیت نابود گردد.

استفاده از تنور و کرسی اقتصادی ترین، موثر ترین و بهداشتی ترین شیوه گرمایش در همه ساعات شبانه روز در خانه های بزدگ روستایی یا ائو بود، در تنور همه چیز پخته می شد؛ نان، فطیر،  سیب زمینی کبابی، آبگوشت، جیزلیخ، ماهی محلی، بورانی، آش اوماج، آش یارما، حماری، خشیل، قورماخ، ایشگنه، قوویرقا، بولاما، تندیر آشی و ...، در صبحانه و ناهار و شام.

کرسی بر روی تنور ۲۴ ساعته گرم بود و احتیاجی به استفاده از وسیله گرمایی دیگر وجود نداشت، به هنگام خواب برای همه اعضای خانواده در چهار سو و چهار گوشه کرسی با آن لحاف پشمی بسیار بزرگ پشمی جای کافی وجود داشت، مردان و زنان قدیم به برکت کرسی کمتر به پا درد و استخوان درد مبتلا می شدند.

روی کرسی با آن جاجیم رنگارنگ، تخت غذا خوری خانواده  و پذیرایی از مهمانان بود.

چه شیرین و دلچسب بود خواب عصرانه در کنار کرسی با تکیه به باغلی محتوی لحاف و تشکهای پشمی و یا متکاهای با روکش گل منگلی!

عزیز دهپور








نوع مطلب : آرشیو مطالب منتخب گروه تلگرامی سهند آباد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 10 آذر 1397 12:21 ق.ظ
تیکرار یاشا علی پاشا
شنبه 10 آذر 1397 12:21 ق.ظ
تیکرار یاشا علی پاشا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین